ای کاش چنین نبود

ای کاش
چنین نبود که
خسته و مکرر و بی رنگ
پیر شویم
در انزوای این ایام کبود..
یا زندگی کنیم
زیر سقف بی اعتمادی که
گروگان باران ست..
و حصیری که
از جنس دلمان نیست…
راه بسیار..
زندگی بسیار..
و مرگ بسیارتر از آنچه باید!
تلاش بیهوده ایست
رقصیدن در دنیایی که
خشت معماریش را
ز بالین کج گذاشته اند..
دردا
که اگر ندانی ..
که اگر هوس کند دنیا
این رعشه ها
به مهلت مرگی
امانمان نمی دهند
آن وقت باید
مشت کاسه کرده
زیر سقف بنشینیم
و دیده بیاوریم و
آسمان بباریم..

نویسنده : یاسمین باقرصاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *