previous arrowprevious arrow
next arrownext arrow
Shadow
Slider

تفسیر شعر الا یا ایّها الساقی …


تفسیر شعر الا یا ایّها الساقی …

خواجه شمس الدین محمد شیرازی متخلص به حافظ از برزگترین شاعران بنام ایرانی و ستاره ی درخشان آسمان ادبیات ایران است که در سال 726 هجری در شیراز متولد شده است . حافظ نیاز به معرفی ندارد چرا که آثار او همچون غزلیات،قصائد،مثنویات و رباعیاتش در تمام جهان منتشر شده است . بنابراین از توضیحات اضافه در این باره پرهیز میک نیم و به سراغ اولین غزل از مجموعه غزلیات حافظ با نام «الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها » می رویم .

 

الا یا ایّهاالسّاقی‌، اَدِرکأساً و ناوِلها                                 که‌ عشق‌ آسان‌ نمود اوّل‌ ولی‌ افتاد مشکل‌ها

به‌ بوی‌ نافه‌ای‌ کاخر صبا زان‌ طرّه‌ بگشاید                        ز تاب‌ زلف‌ مشکینش‌، چه‌ خون‌ افتاد در دل‌ها

به‌ می‌ سجّاده‌ رنگین‌ کن‌، گرت‌ پیر مغان‌ گوید                   که‌ سالک‌ بی‌خبر نبود، ز راه‌ و رسم‌ منزل‌ها

مرا در منزل‌ جانان‌ چه‌ امن‌ عیش‌ چون‌ هر دم‌                      جرس‌ فریاد می‌دارد که‌ بربندید محمل‌ها

شب‌ تاریک‌ و بیم‌ موج‌ و گردابی‌ چنین‌ هایل             ‌       کجا دانند حال‌ ما سبک‌باران‌ ساحل‌ها

همه‌ کارم‌ ز خودکامی‌ به‌ بدنامی‌ کشید، آری‌                    نهان‌ کی‌ ماند آن‌ رازی‌ کز آن‌ سازند محفل‌ها

حضوری‌ گر همی‌ خواهی‌ ازو غایب‌ مشوحافظ‌                  متی‌’ ما تَلقَ مَن‌ تَهوی‌’، دَعِ الدُّنیا و اَهمِلْها

 

 

این غزل از حافظ ، غزلی عرفانی با ارتباط عمودی ابیات و معانی است که مخاطبش ساقی و از در بیت اول و آخر از نوع غزل مُلَمَع می باشد چرا که یک بیت فارسی و بیت دیگر آن عربی است. محتوای اصلی غزل در مورد مشکلات پیش روی مرید در راه سلوک است . حافظ در این شعر بیان می کند که مرید در ابتدای راه رسیدن به سلوک همه چیز را آسان می پندارد درحالی که پس از قدم گذاشتن در این راه متوجه می شود که سلوک دشواری های فراوان دارد و به سادگی به کشف و کرامت نمی رسد.

 

حافظ در بیت اول بیان می کند:

که ای ساقی جامی به من بده که عشق در ابتدا آسان به نظر می رسد ولی بعد مشکلات پدیدار می شود. ساقی در معنای اصلی و ابتدایی خود نوشاننده ی آب است اما بعدها از او به عنوان دهنده ی شراب نیز یاد شده است. منظور حافظ از به کار بردن کلمه ی ساقی در این بیت حق تعالی، مرشد کامل، شیخ و مرشد پیر یا معشوق است.

  • در بیت دوم :

از نمونه مشکلات عشق می گوید که در آرزوی بوی خوشی که نسیم صبا از زلف مشکین یار، پراکنده ساخته، چه خون دل ها که نخورده است. نافه‌:  کیسه‌ای‌ست‌ در ناف‌ آهوی‌ ختنی‌ که‌ از منافذ آن‌، ماده‌ای‌ بسیار خوشبو و سیاه‌ به‌ بیرون‌ می‌تراود به‌ نام‌ مشک‌ که‌ در ادب‌ ما برای‌ هر چیز خوشبو و سیاه‌، معمولاً برای‌ زلف‌ و خال‌، تصویر قرار می‌گیرد و گاهی‌ کنایه‌ از بوی‌ شراب‌ است‌. در این‌جا موی‌ گره‌دار و سیاه‌ معشوق‌ که‌ به‌ وسیله‌ باد صبا گشوده‌ می‌شود و بوی‌ خوش‌ آن‌ به‌ مشام‌ عاشق‌ می‌رسد، به‌ مشک‌ تشبیه‌ شده‌ است‌.

  • در بیت سوم:

بیان می کند که یکی‌ دیگر از مسایل‌ مهم‌ عشق‌ و سلوک‌ آن‌ است‌ که‌ مرید باید فرمان‌بردار کامل‌ مراد و مرشد خویش‌ باشد. بنابراین هرگاه پیر و سالک راه حقّ به تو امر کند که سجّاده نمازت را به شراب بیالای، امر او را اطاعت کن زیرا او به پیچ و خم های راه وصول به حقّ آگاهی داشته است.

 

  • در بیت چهارم :   

در این منزل و در کنار یاران جانی و دوست داشتنی برای من چه جای خوش گذرانی هست؟ حال آن که زنگ هُشدار قافله هر دم، ما را به بارگیری و حرکت فرا خواهد خواند. اساس عشق معرفت است، عشق بدون معرفت عشق نیست یک غریزه میباشد

  • در بیت پنجم غزل :

حافظ برای نشان دادن حال وحشت و سرگردانی خود در جست و جوی راز خلقت ،نمایی از وحشت شب دریا وطوفان میسازد،و  سبکباران ساحل ها را کسانی میداند  که فارغ ازتٲمل و تفکر در اینگونه مسائل، آسوده در ساحل نشسته و زندگی می کنند.

  • در بیت ششم  :

حافظ اشاره می کند که عاقبت در اثر عدم پیروی از پیران طریقت و در اثر خودسری به ورطه بدنامی گرفتار شده و این رازی را که در هر محفلی بازگو شده  است و چگونه می تواند آن را پنهان نگه دارد؟

  • در بیت هفتم غزل:

می گوید که اگر دیدار یار را می‌خواهی‌، حتّی‌ یک‌ لحظه‌ از او غافل‌ مباش‌ و اگر به‌ آن‌که‌ دوستش‌ می‌داری‌ رسیدی‌، دنیا و متعلقات‌ آن‌ را رها کن‌ و معشوق‌ را دریاب‌.