previous arrowprevious arrow
next arrownext arrow
Shadow
Slider

سماع ؛ رقص و آواز عرفانی صوفیان


سماع ؛ رقص و آواز عرفانی صوفیان

سماع چیست ؟

سماع به معنای آواز گوش نواز، نام رقصی همراه با چرخش بدن است که اهل تصوف آن را با اهداف معنوی انجام می دهند. به عبارتی دیگر گروهی از صوفیان شیفته، تحت تاثیر آواز دف ، نی ، تار و تنبور به حرکت در می آیند و نوع خاصی از رقص را به نمایش می گذارند که نشان دهنده ی  عشقی است که از درون آنها زبانه کشیده و از خود بی خودشان  کرده است. چنان که صائب تبریزی می گوید :

عشق ذرات جهان را در سماع آورده است            چون سپند افسردگان را کارفرما آتش است

صوفیان آوازهایی که در حین سماع، خوانده میشود را ندای حق، و حقیقت سماع را بیداری دل می دانند.  صوفیه اعتقاد دارد که سماع حالتی در قلب و دل ایجاد میکند که “وجد” نامیده می شود. این وجد اگر باعث حرکات ناموزون شود اضطراب و اگر حرکاتی موزون از خود به جای بگذارد، رقص و کف زدن است.

تاریخچه ی پیدایش سماع :

اگرچه از تاریخ پیدایش، سماع اطلاعات دقیقی وجود ندارد اما این نوع از رقص، ریشه ای اساطیری و تاریخچه ای مذهبی غیر اسلامی دارد. چنانچکه در آیاتی از تورات به سماع حضرت داوود یا رقص برای خدا اشاره شده است. همچنین در انجیل نیز در مورد رقص حضرت مریم روی پلکان مذبح، مواردی بیان شده است که اشاره به سماع می کند. البته  باید توجه کرد که در ادوار گذشته، سماع به صورت آنچه که امروز می بینید وجود نداشته است. در ابتدای پیدایش این مراسم نوعی محفل شعر خوانی بوده که توسط گروهی خوش آواز برگزار می شده است. صوفیان تحت تاثیر این آواز خوش دگرگون شده و به پایکوبی میپرداختند. بعد از آن برای تاثیر گزاری بیشتر از آلات موسیقی همچون دف و نی نیز استفاده شد که هر کدام نشان خاصی داشت.

 

نشانه هایی که در اجرای مراسم سماع به کار می رود :

  1. نی : نماد روحی است که از وطن خود دور افتاده و از این دوری به خداوند شکایت می کند.
  2. دف : نماد فرمان خداوند در این آیین است. اهمیت استفاده از این آلت موسیقی در سماع این است که صوفیان معتقدند دف اولین آلتی موسیقی است که در زمان ورود پیامبر از مکه به مدینه نواخته شد.
  3. رقص : درویش در سماع قبل از مردن جسم، نفس خود را می‌میراند. او دست‌هایش را باز می‌کند و شروع به چرخیدن می‌کند. در هنگام سماع دست راست بالا است، چنانکه گویی در حال نیایش است. دست چپ به پایین متمایل است. درویشان واسطه میان خدا و مردم و واسطه میان آسمان و زمینند. آن‌ها از خدا می‌گیرند و به آدمیان می‌بخشند و چیزی را برای خود نگه نمی‌دارند. در رقص سماع، درویش پای چپ خود را بر روی زمین ثابت نگه می‌دارد و با پای راستش به دور آن می‌چرخد. او با هر چرخش و در سکوت ، ذکر الله را تکرار می‌کند و او را می‌خواند. درویش باید بدون برخورد با دراویش دیگر و بدون برهم زدن هماهنگی، همچون سیاره‌های منظومه شمسی به دور خورشید، به چرخیدن ادامه دهد.
  4. سلام : مراسم سماع از چهار سلام تشکیل می‌شود که بیانگر چهار مرحله‌ای است (شریعت، طریقت، حقیقت، معرفت) که باید از آن‌ها گذر کرد. در پایان هر سلام دراویش به دسته‌های دو و سه و چهار نفری تقسیم می‌شوند و با تکیه بر یکدیگر به نقطه مرکزی که نماد مولانا است، تعظیم می‌کنند. این تقسیم نماد اتحاد و یکپارچگی است. در طول سه سلام اول ، دراویش هم به دور خود می‌چرخند و هم به دور مکانی که در آن می‌رقصند، در سلام چهارم آن‌ها در همان جایی که هستند، می‌مانند و فقط به دور شیخ می‌چرخند.

 رد پای پر رنگ مولانا در سماع:

سماع زن بودن مولانا، یا به عبارتی دیگر اجرای این مراسم توسط مولانا و مریدانش، در جاودانه شدن این آیین بی تاثیر نبوده است. مولانا که در ابتدا با سماع سر و کاری نداشته و نزد پدرش، بهاء ولد مشغول درس و وعظ بوده است، بعد از آشنایی با شمس تبریزی به خواسته ی شمس، در 38 سالگی منبر و مدرسه را رها میکند و به شعر و سماع روی می آورد. استدلال شمس برای دعوت مولانا به سماع این بوده است که بیان می کرده سماع، آنچه را که مولانا می خواهد زیاد می کند. این نوع از رقص برای افرادی که طرفدار هوس و خواسته های دل هستند، حرام اما برای کسانی که طالب حق هستند، مدد حیات محسوب می شود. شیفتگی مولانا به این مراسم به حدی بوده است که بعد از مرگ شمس نیز آن را اجرا کرده و بعد از مرگ صلاح الدین زرین کوب، جسد او را با دف و نی همراهی کرده است. همین توجه بیش از اندازه ی مولانا و شمس تبریزی به سماع باعث شده که  هرساله در سالروز بزرگداشت مولانا، مراسم باشکوهی از رقص سماع در قونیه برگزار شود.