previous arrowprevious arrow
next arrownext arrow
Shadow
Slider

شرح مختصری از زندگی غلامحسین ساعدی


شرح مختصری از زندگی غلامحسین ساعدی

غلامحسین ساعدی نویسنده و پزشک ایرانی، متولد سال 1314 در تبریز است . پدر ساعدی کارمند بوده و او در خانواده ای با سطح مالی نه چندان مناسب بزرگ شده است. تحصیلات ابتدایی خود را در تبریز و پس از آن برای تحصیل در دوره ی تخصصی روان پزشکی به تهران مهاجرت کرده و برای مدتی با برادر خود و جلال آل احمد هم خانه شده است. جلال آل احمد فقط هم خانه ی غلامحسین ساعدی نبوده است. غلامحسین طرفدار پر و پا قرص تفکر سیاسی آل احمد بوده و بسیاری از آثار خود را تحت تاثیر آل احمد نوشته است. جلال آل احمد نیز به شدت غلامحسین را دوست داشته و در معرفی آثار او تلاش می کرده است. لقب غلامحسین ساعدی “گوهر مراد” است . دلایل بسیاری برای انتخاب این لقب ذکر شده اما خود ساعدی بیان کرده است که گوهرمراد برگرفته از نام یک دختر در قبرستان بوده است. در پشت خانه ی پدریش در تبریز قبرستان کوچکی وجود داشته که ساعدی هر روز ساعت ها در آن قدم میزده است . یک روز در حین قدم زدن به قبر دختری برخورد میکند که در سن جوانی فوت کرده است. نام آن دختر گوهر مراد بوده است . غلامحسین از آنجا تصمیم میگیرد که لقب خود را گوهر مراد بگذارد. غلامحسین ساعدی از ابتدای راه خود، فعالیت های سیاسی متعدد داشته و از نظر شخصیتی، انسانی دردمند و دغدغه دار ملت بوده است. به همین دلیل نوشته های او باعث شده تا همیشه تحت تعقیب و پیگیری در زمان قبل از انقلاب باشد. در سال 1353 به طور جدی دستگیر شده و به مدت یک سال زندان و تحت شکنجه های متعدد قرار گرفته است. به گونه ای که پس از آزادی او از زندان، شاملو در مورد احوالات غلامحسین نوشته که « آنچه از زندان بیرون آمده است ، نیمه جانی بیش نیست. ساعدی برای خلق آثار خود نیازمند روحیاتش است که شما آن را گرفتید و این درست مثل این است که درختی که در حال بالیدن و رشد بوده است را اره کرده اید. شما به سادگی غلامحسین ساعدی را کشتید.»
غلامحسین ساعدی بعد از آزادی از زندان، همچنان به فعالیت های خود ادامه داد و در جریان انقلاب سال 1357 به دعوت انجمن قلم آمریکا، از ایران خارج شد اما آثار روحی شکنجه های بسیار و دوری و غربت باعث شد تا زندگی او دوام زیادی نداشته باشد. غلامحسین ساعدی در 50 سالگی به بستر بیماری رفت و مدتی بعد بر اثر خون ریزی داخلی در بیمارستان فوت کرد . پیکر او در قبرستان پرلاشز، نزدیک آرامگاه صادق هدایت به خاک سپرده شد.