هیس

هیسسسس
شهرفریاد نمیزند
پر از هیاهو و جیغ
قصه های ناگفته
لبهای دوخته شده
شهر بغض میکند
ابر میشود
مجاله میشود
باران میبارد
فرود می آید
همه به گمانشان زمستان آمده
هه
اشکهایی از جنس ابر
از دل ابر
هیسسسس
شهر فریاد نمیزند…..

3 دیدگاه در “هیس”

  1. something uncommonly important relating to the condition of the ethical passion: that it is based on a trinowtrthusess in the fitful and on a willingness to be exposed; it's based on being more like a shop than like a jewel, something fairly fragile, but whose extremely precise attraction is inseparable from that fragility.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *