previous arrowprevious arrow
next arrownext arrow
Shadow
Slider

سکوت مطلق

من سکوت مطلقم بیهوده دست روی دلم نگذار این حفره های خالی از عشق با هیچ گلایه ای پر نمی شود.. شاعر : یاسمین باقرصاد مطالب بیشتر

پدر بزرگ

تا اونجایی که یادم میاد پدربزرگم همیشه عاشق شیرینی بود .. . تو جیبش پر بود از شکلات و کشمش و توت خشک و تنقلاتی که دل هر آدم شکمویی مثل ما رو آب می کرد ... مطالب بیشتر

ته مانده خاطرات

زندگی کردن با ته مانده ی خاطرات کسی که رفته است عفونت روحی به بار می آورد شاعر : یاسمین باقرصاد مطالب بیشتر

شعر نا تمام …

نامت را کنار نامم می نویسم این شروع همان شعری ست که رفتنت مهلتی به تولدش نداد شاعر : یاسمین باقرصاد مطالب بیشتر

خوشبختی …

خوشبختی گمان میکنم معجزه ای ست از جنس تو وقتی عصر یک جمعه ی دلگیر قهوه ی ترک را با لبخندت شیرین تر از عسل میکنی شاعر : یاسمین باقرصاد مطالب بیشتر

جمعه ها …

صبح یا عصر فرقی ندارد جمعه ها تمامش درد دلتنگی ست فقط موقع غروب به استخوان می رسد لامصب .. شاعر : یاسمین باقرصاد مطالب بیشتر

مرا کشت

مرا همان کسی کشت که قرار بود بدونِ من بمیرد... . شاعر : یاسمین باقرصاد مطالب بیشتر

ترانه ی (هرچی بگی دارم)

از فکر تو حس جنون دارم از وقتی که از پیش من رفتی زخمای که از تو برام مونده واسم شده باعث خوشبختی تنها تورو دارم تو این دنیا با این که احساست فقط رویاس فرقی نداره هستی یا نیستی هر جا ... مطالب بیشتر

ترانه ی (حوالی تو)

منو میبره تا حوالی تو همه خاطرات توی زندگیم محاله واسم درک آینده چون هنوزم نشستم به پای قدیم منو میبره تا حوالی تو ازت هر چی که مونده تو خاطرم عجیبه هنوزم مث اون روزا تو هر چی بخوای من میگم ... مطالب بیشتر